X
تبلیغات
رایتل


ولایت عشق









أَطِیعُوا اللَّـهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ

نیم نگاهی به چهره‌ی منافقان در قرآن

«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا»1، «وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»2؛ دسّیها، به معنی دسیسه کاری و پنهان کاری می‌باشد، این آیات بیان می‌کنند که انسانهای متقی و خود ساخته پیروز نهایی و واقعی هستند. انسانهای پنهان کار و دسیسه کار رسوا می‌شوند و ماه زیر ابر پنهان نخواهد ماند.

قرآن می‌فرماید: «وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ؛ هر چه شما کتمان کنید خداوند نشان می‌دهد.»3

منافق کیست؟

منافق در حقیقت کسی است که خودش را به عنوان کارشناس جا می‌زند، خود را به عنوان متخصص جا می‌زند، خود را به عنوان انقلابی جا می‌زند، خود را به عنوان عالم جا می‌زند، ولی دیر یا زود رسوا می‌شود. خود خداوند وعده داده است که؛ «مُخْرِجٌ» من خارج می‌کنم، «مَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ» آنچه را که در کتمان دارید.

در قرآن حدود هفتاد آیه، کارنامه‌ی منافقان را مطرح کرده است. لازم نیست که نفاق همیشه شاهرگ باشد. نفاق هم شاهرگ دارد و هم مویرگ، به عبارتی هم نخ‌های ریز و نامرئی دارد و هم طناب کلفت.

روزی امام کاظم (ع) به منزل می‌رفتند، دم در که رسیدند، یارانشان را به منزل تعارف نکردند. امام رضا (ع) که خردسال بودند، از پدر سؤال کردند که چرا آنها را به داخل خانه تعارف نکردید؟ امام (ع) فرمودند: چون قلباً آمادگی پذیرایی ندارم واگر به زبان بگویم بفرمایید، این یکی از رگهای نفاق است.

هرچه بلا بر سر اسلام آمد، همه و همه به خاطر نفاق و منافقین بوده است. در قرآن نیز از منافقین بسیار سخن گفته و حتی یک سوره نیز به نام آنها ملقّب شده است.

سیمای منافقین

1-  قرآن می‌گوید: منافق «مُذَبْذَبِ»4، ولی مؤمن «لَمْ یَرْتَابُوا»5، منافق دغدغه دارد ولی مؤمن قاطع است.

2- خدا به منافقین می‌گوید: «لَا یَفْقَهُونَ»، نمی‌فهمند که چه می‌کنند، اما به مؤمن می‌گوید: «أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» یعنی می‌فهمند چه می‌کنند.

3- قرآن می‌گوید: منافق تحجر دارد «کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ»6، مثل چوب هستند، ولی مؤمن انعطاف دارد «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»7

4ـ منافق نماز که می‌خواند، «قَامُوا»، با کسالت می‌خواند، «وَهُمْ کَارِهُونَ»، زکات با کراهت می‌دهند، نمازشان با کسالت است و پولشان با کراهت. اما مؤمن «فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»8 نماز را با خشوع می‌خواند. «دَائِمُونَ»9 همیشه نماز می‌خواند، این طور نیست که مکه می‌رود، حجاب خود را حفظ کند. فقط مکان های مقدس و یا بعضی از ماه‌های سال  نماز بخواند،  مداوم نماز می‌خواند، «یُحَافِظُونَ»10 نماز را حفظ می‌کند.

نماز مثل لباس است، هم لباس انسان را حفظ می‌کند و هم ما باید لباس را حفظ کنیم. ما باید نماز را حفظ کنیم تا نماز هم ما را حفظ کند، «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى...»11 خود نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد.

منافق در حقیقت کسی است که خودش را به عنوان کارشناس جا می‌زند، خود را به عنوان متخصص جا می‌زند، خود را به عنوان انقلابی جا می‌زند، خود را به عنوان عالم جا می‌زند، ولی دیر یا زود رسوا می‌شود. خود خداوند وعده داده است که؛ «مُخْرِجٌ» من خارج می‌کنم، «مَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ» آنچه را که در کتمان دارید.

سوگند دروغ، از نشانه‌های نفاق در انسان

منافق سوگند دروغ می‌خورد؛« اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّةً »12 قسم می‌خورد تا زیر قسم پنهان شود. «جُنَّةً» یعنی سپر، قسم مخفی می‌خورد تا زیر سپر پنهان شود.

گاهی اوقات افراد در طول سال کار‌هایشان درست نیست، اما روضه ای به پا می‌کنند که رنگ مذهبی خود را حفظ کنند. یا افطاری می‌دهند و یا گاهی مسجد می‌سازند.

توجه منافق به حفظ ظواهر دین

گاهی فردی قیافه‌ی مذهبی دارد، اما هر چه به دستش می‌رسد پس نمی‌دهد، سوء استفاده می‌کند.

افرادی داریم که قیافه‌ی مذهبی و انقلابی دارند، اما چک‌های آنها بر می‌گردد، پول مردم را نمی‌دهند، قول‌های آنها قول نیست.

خیلی از آدم‌ها هستند که لیترها گریه می‌کنند که چرا فدک را به حضرت زهرا (س) ندادند، اما خودشان خمس نمی‌دهند، سهم امام را نمی‌دهند.

پیمان شکنی، از دیگر نشانه‌های نفاق

منافقین پیمان شکن هستند.13 شخصی به نام تعلبه مقداری دامداری و کشاورزی داشت. نزد حضرت پیامبر (ص) آمد و گفت: یا رسول الله دعا کن وضع مالی من خوب شود. حضرت فرمود: وضع مالی تو خوب است. گفت: نه من می‌خواهم توسعه بدهم، فرمود: توسعه اقتصادی باعث می‌شود که به خدا و پیغمبر نرسی. گفت: هم توسعه اقتصادی می‌دهم و هم به دینم می‌رسم. بالأخره کارش توسعه پیدا کرد در حالی که قول داده بود اگر کارش توسعه پیدا کرد به مستمندان کمک کند، اما همین که وضع مالی‌اش خوب شد، همه چیز را فراموش کرد و در روایت است که حتی به نماز جماعت نیز نمی‌آمد.

قرآن می‌گوید: «عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنْ الصَّالِحِینَ؛ با خدا عهد می‌بندد که اگر از فضل و کرمت به من بدهی صدقه بدهم و آدم صالحی باشم.»14 خدایا وضع مالی مرا خوب کن هم به فقرا کمک می‌کنم هم آدم صالحی هستم، اما همین که به خواسته اش می‌رسد، نقض پیمان می‌کند.

منبع: تبیان

--------------------------------------------------------------------------------

1- شمس / 9

2- همان / 10

3- بقره / 72

4- نساء / 143

5- حجرات / 15

6- منافقون / 4

7- انفال / 2

8- مؤمنون / 2

9- معراج / 23

10- انعام / 92

11- عنکبوت / 45

12- مجادله / 16

13- توبه / 75

14- همان