X
تبلیغات
رایتل


ولایت عشق









أَطِیعُوا اللَّـهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ

دیدار در مسجد گوهرشاد

قبل از دیداری که در یاددشت قبل روایت شد، دیداری استثنایی در مسجد گوهرشاد مشهد قابل عرض است.

 

سفری به مشهد مقدّس در قالب یک اردوی دانشجویی داشتیم. گاهی که تا نیمه شب در حرم بودیم، از ترس اینکه خستگی و ضعف مانع حضور در حرم به هنگام نماز صبح گردد، شب را در حرم می ماندم و یکی دو ساعت – آماده باش- در گوشه ای می خوابیدم. معمولاً حدود یک ساعت به اذان صبح، خدّام، به خواب رفته ها را بیدار می کردند. آن شب حدود سه ساعت به اذان صبح، به امید اینکه دو ساعت استراحت کنم، در گوشه ای از ایوان «مقصوره»ی مسجد گوهرشاد – همان ایوانی که منبر معروف امام زمان علیه السلام قرار دارد – دراز کشیدم. یک ساعت هم نشده بود که با نهیب خادمین بیدار شدم. ساعت را که نگاه کردم تعجب کردم، چون خدّام زودتر از موعد هر شب آمده بودند. همان 60 - 50 دقیقه کار خودش را کرده بود و دیگر احساس خواب آلودگی نداشتم. 

 

بلند شدم تا به سمت حوض بروم و وضو بگیرم که دیدم یکی دو نفر از تشرّف مقام معظم ولایت به حرم مطهر سخن می گویند. نمی دانم که بودند و از کجا خبر داشتند، اما به همراه هم در مسیری قرار گرفتیم که بنا بود حضرت آقا از آنجا گذر کنند.

در وسط ضلع غربی صحن مسجد، جلو ایوانی که دو طرف آن جایگاه خادمان بود ایستادیم. ده – بیست نفر بیشتر نبودیم. چند دقیقه نگذشت که حضرت آقا از در میانی سمت راست ایوان وارد شدند و در عرض ایوان، به سمت بخش دیگر رفتند. فقط این قسمت مسیر در دید زائرین بود و در آن سال ها مسیر وی.آی.پی که کاملاً از دید زائرین دور باشد وجود نداشت. به محض اینکه حضرت آقا به همراه چند نفر نمایان شدند، ما بدون هماهنگی و ناخودآگاه شروع به صلوات فرستادن کردیم، با صدایی معمولی و خالی از فریاد. 

 

حضرت آقا به زیبایی هر چه تمام تر عصا زنان مسیر را طی می کردند و به نزدیک در بعدی که رسیدند، ایستادند و سلام و تفقدّی کردند و سپس با اشاره عصا (که بی نهایت زیبا و دل پذیر بود) خداحافظی کردند و با همان شکوه و زیبایی مسیر را ادامه دادند تا از نظر دور شدند. 

 

صحن مسجد گوهرشاد
ایوان بلندی که سمت راست تصویر مشاهده می کنید محل عبور حضرت آقا بود. در دو طرف ایوان 

– که از این زاویه پیدا نیست – جایگاه اداری و استراحت خادمین  قرار دارد که معظم له 

از در جایگاه سمت راست خارج شدند و پس از پیمودن عرض ایوان، به جایگاه 

رو به رو وارد شدند و لابد به محلی که نزدیک ضریح مقدس 

در نظر گرفته شده بود، رفتند.

اصلاً یادم نیست که شعاری هم سر دادیم یا خیر، فقط همان صلوات ها و سلام و علیک را به یاد دارم و آن لذّت مسحور کننده دیدار سحرگاهی. این دیدار را که شهد آن هنوز در کامم باقی است، نه به عوض انس آن شب ها با حضرت ثامن الحجج (ع)، بلکه از لطف و کرامت امام رئوف (ع) نسبت به گدایان بی بضاعت حضرتشان می دانم.